پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
369
پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي )
را خواند : انَا عَلى دينِ عَلى * ابْنُ هِلالِ الجَمَلى اضْرِبُكُمْ بِمُنْصَلى * تَحْتَ عَجاجِ القسْطَلِ « 1 » من پيرو دين على عليه السلام و فرزند هلال جملى هستم . با شمشير خود ، در ميان گرد و غبار ، شما را مىزنم . نوشتهاند كه وى تير انداز بود و نام خود را روى تيرها مىنوشت و به سوى دشمن پرتاب مىكرد . « 2 » او بنابر نقلى دوازده نفر و به نقلى ديگر هفتاد تن از نيروهاى دشمن را از پاى در آورد . « 3 » و شمارى را هم مجروح كرد . « 4 » سرانجام دستگير شد ؛ و او را نزد پسر سعد بردند . ابن سعد خطاب به او گفت : اى نافع چه چيز سبب شد كه اين گونه با خود رفتار كنى ؟ نافع ، در حالى كه خون بر محاسناش جارى بود ، گفت : به خدا سوگند دوازده تن از ياران تو را كشتم و شمارى را زخمى كردم و خود را بر اين كار سرزنش نمىكنم و اگر در بازوانم توانى مانده بود ، نمىتوانستيد مرا اسير كنيد . پسر سعد به شمر گفت : سر از بدن او جدا كن ! چون شمر شمشير كشيد ، نافع گفت : اگر مسلمان بودى برايت دشوار بود كه خداى را در حالى ديدار كنى كه خون من بر گردنت باشد . خدا را سپاس مىگويم كه پايان كار ما را به دست بدترين آفريدگان خود سپرد . آن گاه به دست شمر شهيد شد . « 5 » در زيارت ناحيه ، دربارهء وى مىخوانيم : « السّلامُ عَلى نافِعِ بْنِ هِلالِ بْنِ نافِعِ البَجَلى « 6 » الْمِرادى » « 7 »
--> ( 1 ) . مقتل الحسين عليه السلام خوارزمى ، ج 2 ، ص 18 انوار الهدى . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 441 . ( 3 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 113 . ( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 441 دار المعارف . ( 5 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 441 - 442 دار المعارف . ( 6 ) . در تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 435 دار المعارف ؛ و برخى منابع ديگر ، جَمَلى آمده و با توجه به اينكه جَمَل بن كنانه شاخهاى از « مراد » است ، به احتمال زياد اين تغيير ناشى از تصحيف مىباشد . ( 7 ) . الاقبال ، ج 3 ، ص 78 .